آدمی باید برای ابتکار و آفریدن، از غرور «آفرینش» برخوردار باشد.
– – –
همیشه افراد پیشگام، آفریننده و کاوشگر، افرادی یکه و تنها هستند که به تنهایی با تضادهای درونی، ترس ها و سپرهای دفاعی خود در برابر خودخواهی و غرور و حتی در برابر پارانویا [=جنون بدبینی] مبارزه می کنند.
– – –
آموزش و پرورش ما باید بر مبنای چَم جدید آموزش، یعنی آفرینندگی باشد.
– – –
افراد آفریننده، دنیا را آن گونه که هست نمی پذیرند، بلکه در صدد ساختن دنیایی دیگر هستند و برای اینکه بتوانند این دنیای دیگر را بیافرینند، باید از زمین دور شوند، به تخیل بپردازند، . . . و حتی از دست زدن به دیوانگی هم ترسی نداشته و جانی شیفته داشته باشند.
– – –
شرایط لازم و معین برای آفرینندگی، در هر گستره ای که باشد، این است که شخص آفریننده بتواند بی زمان، در بی خویشتنی و بیرون از مکان و اجتماع و تاریخ زندگی کند و بیافریند.
– – –
نگرش آفریننده، مستلزم داشتن بی باکی و توانمندی است.
– – –
در کلاس های عادی، بچه ها بسیار زود یاد می گیرند که پاداش آفرینش، تنبیه است، در حالی که تکرار پاسخی که از بر کرده اند، پاداش در بر دارد و به جای اینکه مسأله را درک کنند، بیشتر روی چیزهایی که آموزگار از آن ها می خواهد، تمرکز پیدا می کنند.